واژههای فارسی←شده - یخ -فرهنگ آریانپورشده - یخ -#۱۲۶٬۸۱۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱icedمنجمد کردن، یخ بستن، منجمد شدن، شکر پوش کردن، یخ، سردى، خونسردى و بى اعتنایى iceواژههای نزدیک در الفباشدت نیروی لامپ الکترونی - فاکتور -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت و حدتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت و خشونت - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت وحدتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت وحدت - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت یافتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر