اغل
#۱۲٬۶۷۵
cote
آغل، مرغدان، کبوتر خانه، کلبه، بهتر بودن از
pound
آغل حیوانات گمشده و ضاله، آغل، بازداشتگاه بدهکاران و جنایتکاران، استخر یا حوض آب، واحد وزن (امروزه معادل 453.69243 گرم مى باشد)، لیره، واحد مسکوک طلاى انگلیسى، ضربت، کوبیدن، آرد کردن، به صورت گرد در آوردن، بامشت زدن
corral
آغل، جاى اسب و گله، دفاعى که از واگن و عرابه مى سازند، حصار درست کردن، احاطه کردن
home range
آغل، جاى محدود براى فعالیت حیوانات، جایگاه حیوانات
pen
قلم، کلک، شیوه نگارش، خامه، نوشتن، آغل، حیوانات آغل، خانه ییلاقى، نگاشتن، بستن، درحبس انداختن
coop
قفس، مرغدان، آغل گوسفند، زندان، (در قفس) محبوس کردن، (مجازى) درقید گذاشتن
fold
تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن
kraal
دهکده بومیان آفریقاى جنوبى، کلبه، حصار، آغل، درحصار محصور کردن، در دهکده مسکن دادن
cratch
آخور یا علفدان، آغل، چهارچوب
roost
نشیمنگاه پرنده، لانه مرغ، جاى شب بسر بردن، شب بسر بردن، بیتوته کردن، منزل کرن