فرهنگ آریانپور
شده - شکسته -
#۱۲۶٬۷۲۹
broken
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى break
raddled
شکسته شده، پوشیده شده، اشتباه شده
#۱۲۶٬۷۲۹
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى break
شکسته شده، پوشیده شده، اشتباه شده