فرهنگ آریان‌پور

شده - سخت -

#۱۲۶٬۷۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hardened

سخت کردن، تبدیل به جسم جامد کردن، مشکل کردن، سخت شدن، ماسیدن harden

۲

hard set

سخت شده، منقبض شده، ثابت شده، سفت شده