فرهنگ آریانپور
شده - رها -
#۱۲۶٬۷۰۴
shot
(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن
spent
(past: spent ; past participle: spent) ـ صرف کردن، پرداخت کردن، خرج کردن، تحلیل رفتن قوا، تمام شدن، صرف شدن
unbound
غیر محدود، بى پایان، مقید نشده، رها شده
off hook
قطع شده، رها شده
self abandoned
خودرها، متروکه، رها شده، تسلیم هواى نفس شده