فرهنگ آریان‌پور

شده - تمام -

#۱۲۶٬۶۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

thru

(through =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، بواسطه، سرتاسر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام

۲

defunct

از بین رفته، تمام شده، مرده، درگذشته

۳

extinct

معدوم، از بین رفته، منقرض، تمام شده، مرده، منسوخه، خاموش شده، نایاب

۴

rounded

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد round

۵

through

(thru =) ـ از میان، از وسط، از توى، بخاطر، از آغاز تا انتها، کاملاً، تمام شده، تمام، از طریق، بواسطه، در ظرف، سرتاسر

۶

all over

در هر قسمت، به طور سراسرى، تمام شده