فرهنگ آریان‌پور

شده - تجزیه -

#۱۲۶٬۶۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

comminute

خرد کردن، ریز ریز کردن، تجزیه کردن، تجزیه شده، خرد شده، پودر شدن یا کردن

۲

decomposed

تجزیه شده