فرهنگ آریانپور
شده - انجام -
#۱۲۶٬۶۰۹
done
(past: did ; past participle: done) ـ کردن، عمل کردن، انجام دادن، کفایت کردن، این کلمه در ابتداى جمله به صورت علامت سوال مى آید، فعل معین do
accomplished
انجام دادن، به انجام رساندن، وفا کردن (به)، صورت گرفتن
out and out
درست، تمام، انجام شده، کامل سرتاسر