فرهنگ آریان‌پور

شده - اشباع -

#۱۲۶٬۵۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

sodden

جوشانده، چروکیده و پژمرده، (در اثر جوشاندن) بى مصرف، نیم پخته، اشباع شده، خیس، خیس شدن، گیج و کند ذهن

۲

saturant

اشباع شده، سیر، بحد اشباع رسیده

۳

saturated

اشباع شده، سیر شده

۴

impregnant

آبستن، اشباع شده، آبستن کننده