فرهنگ آریان‌پور

شدنی - حل -

#۱۲۶٬۵۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

soluble

قابل حل، حل شدنى، محلول، حل پذیر

۲

solvable

حل شدنى، محلول، (معنى مجازى) قادر بتادیه وام، واریز شدنى، قابل پرداخت، حل پذیر، قابل حل

۳

solvency

حل شدنى، حل کردنى، تحلیل بردنى، پرداختنى، عدم اعسار، ملائت، قدرت پرداخت دین

۴

dissoluble

حل شدنى، تجزیه پذیر، قابل حل، جداشدنى

۵

dissolvable

تجزیه شدنى، حل شدنى، آب شدنى، معاف شدنى