فرهنگ آریان‌پور

اغشتن

#۱۲٬۶۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

imbrue

آغشتن، آلوده کردن، تر کردن، خیساندن، مرطوب کردن، اشباع کردن، جذب کردن

۲

gaum

(smear , smudge =) ـ لکه، لک، آغشتن، آلودن، لکه دار کردن، لک کردن، ایجاد دود براى دفع حشرات، سیاه شدن

۳

smear

لکه، آغشتن، آلودن، لکه دار کردن

۴

imbue

خوب رنگ گرفتن، خوب نفوذ کردن، رسوخ کردن در، آغشتن، اشباع کردن، ملهم کردن

۵

embrue

(imbrue =) ـ آغشتن، آلودن، تر کردن، خیساندن

۶

welter

اختلاط، درهم و برهمى، خشکى، پژمردگى، آغشتن، غلت زدن

۷

saturate

اشباع کردن، اشتباه کردن، سیر کردن، آغشتن

۸

inoculate

تلقیح کردن، مایه کوبى کردن، آغشتن

۹

indoctrinate

آموختن، تلقین کردن، آغشتن، اشباع کردن، تعالیم مذهبى یا حزبى را آموختن به

۱۰

infuse

ریختن، دم کردن، القاء کردن، بر انگیختن با چیزکثیف‌

۱۱

impregnate

آبستن کردن، لقاح کردن، اشباع کردن

۱۲

impregnation

آبستن سازى، اشباع