فرهنگ آریان‌پور

شدن یا کردن - متلاشی -

#۱۲۶٬۴۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

disintegrate

خرد کردن، تجزیه شدن، فرو ریختن، از هم پاشیدن، (مجازى) فاسد شدن، متلاشى شدن یا کردن