فرهنگ آریان‌پور

شدن و کردن - متلاشی -

#۱۲۶٬۴۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

splinter

باریکه چوب، تراشه، خرده شیشه، تراشه کردن، متلاشى شدن و کردن