فرهنگ آریان‌پور

شدن - وانمود -

#۱۲۶٬۴۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

pose

(baffle، puzzle، question =) ـ مطرح کردن، گذاردن، قرار دادن، اقامه کردن، ژست گرفتن، وانمود شدن، قیافه گرفتن، وضع، حالت، ژست، قیافه گیرى براى عکسبردارى، سوال پیچ کردن با سئوال گیر انداختن

۲

seem

به نظر آمدن، نمودن، مناسب بودن، وانمود شدن، وانمود کردن، ظاهر شدن