فرهنگ آریانپور
شدن - واقع -
#۱۲۶٬۳۹۹
lie
(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى
occur
رخ دادن، واقع شدن، اتفاق افتادن، خطور کردن
happen
روى دادن، رخ دادن اتفاق افتادن، واقع شدن، تصادفا برخورد کردن، پیشامد کردن