واژههای فارسی←شدن - هنرپیشه -فرهنگ آریانپورشدن - هنرپیشه -#۱۲۶٬۳۹۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱playactدر تئاتر بازى کردن، هنرپیشه شدن، رل بازى کردن، رفتار متظاهر داشتن، به خود بستنواژههای نزدیک در الفباشدت نیروی لامپ الکترونی - فاکتور -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت و حدتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت و خشونت - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت وحدتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت وحدت - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت یافتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر