فرهنگ آریان‌پور

شدن - نزدیک -

#۱۲۶٬۳۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

near

نزدیک، تقریبا، قریب، صمیمى، نزدیک شدن

۲

nigh

نزدیک، قریب، مجاور، تقریبا، نزدیک شدن

۳

accede

دست یافتن، رسیدن، راه یافتن، نائل شدن، نزدیک شدن، موافقت کردن، رضایت دادن، تن دردادن

۴

accost

مخاطب ساختن، مواجه شدن (با)، نزدیک شدن (بهر منظورى)، مشترى جلب کردن (زنان بدکاردر خیابان)، نزدیک کشیدن، در امتداد چیزى حرکت کردن (مثل کشتى)

۵

aggress

نزدیک شدن، نزدیک کردن، حمله کردن (به)، مبادرت کردن (به)

۶

approach

نزدیک شدن، نزدیک آمدن، معبر، مشى

۷

draw on

نزدیک شدن (به)، باعث شدن، متصل شدن، عهده کسى برات کشیدن

۸

going on

(به چیزى) نزدیک شدن، نزدیکى، تماس، ادامه