فرهنگ آریان‌پور

شدن - میانجی -

#۱۲۶٬۳۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

intercede

پا در میانى کردن، میانجى گرى کردن، میانجى شدن، میانه گیرى کردن، وساطت کردن، شفاعت کردن

۲

interpose

مداخله کردن، پا به میان گذاردن، در میان آمدن، میانجى شدن