فرهنگ آریانپور
شدن - مواجه -
#۱۲۶٬۳۵۵
face
صورت، نما، روى، مواجه شدن، رخ، رخسار، رو، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر، منظر، رو به رو ایستادن، رویاروى شدن، پوشاندن سطح، تراشیدن، صاف کردن، روکش کردن
meet
(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى
accost
مخاطب ساختن، مواجه شدن (با)، نزدیک شدن (بهر منظورى)، مشترى جلب کردن (زنان بدکاردر خیابان)، نزدیک کشیدن، در امتداد چیزى حرکت کردن (مثل کشتى)