فرهنگ آریان‌پور

شدن - منشعب -

#۱۲۶٬۳۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fork

چنگال، محل انشعاب، جند شاخه شدن، سه شاخه، دوشاخه، منشعب شدن، مثل چنگال شدن، پنجه

۲

branch

شاخه، شاخ، فرع، شعبه، رشته، بخش، شاخه شاخه شدن، منشعب شدن، گل و بوته انداختن، جوانه زدن، به راه جدیدى رفتن، انشعاب

۳

ramify

شاخه شاخه شدن، منشعب شدن، شاخه دادن، شاخه بستن

۴

furcate

چنگالى، شاخه شاخه، از هم شکافته، منشعب، منشعب شدن، از هم شکافته شدن

۵

divaricate

گریزان، منشعب شدن، دوشاخه شدن، از هم جداشدن