فرهنگ آریانپور
شدن - منحرف -
#۱۲۶٬۳۴۰
stray
سرگردان، ولگردى، ولگرد، راه گذر، جانور بى صاحب، آواره کردن، سرگردان شدن، منحرف شدن، گمراه شدن
swerve
منحرف شدن، عدول کردن، طفره زدن، کج شدن، منحرف کردن
wander
سرگردان بودن، آواره بودن، منحرف شدن
deviate
منحرف شدن، منحرف، کجرو شدن، انحراف ورزیدن، غیر سالم
digress
پرت شدن (از موضوع)، گریز زدن، منحرف شدن
falloff
تمایل داشتن، متوجه بودن، منحرف شدن، انحراف، نزول
extravagate
از حد اعتدال بیرون رفتن، منحرف شدن، کار نامعقول کردن، سرگردان شدن