فرهنگ آریان‌پور

شدن - منحرف -

#۱۲۶٬۳۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

stray

سرگردان، ولگردى، ولگرد، راه گذر، جانور بى صاحب، آواره کردن، سرگردان شدن، منحرف شدن، گمراه شدن

۲

swerve

منحرف شدن، عدول کردن، طفره زدن، کج شدن، منحرف کردن

۳

wander

سرگردان بودن، آواره بودن، منحرف شدن

۴

deviate

منحرف شدن، منحرف، کجرو شدن، انحراف ورزیدن، غیر سالم

۵

digress

پرت شدن (از موضوع)، گریز زدن، منحرف شدن

۶

falloff

تمایل داشتن، متوجه بودن، منحرف شدن، انحراف، نزول

۷

extravagate

از حد اعتدال بیرون رفتن، منحرف شدن، کار نامعقول کردن، سرگردان شدن