فرهنگ آریان‌پور

شدن - منجر -

#۱۲۶٬۳۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

Lead

[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک

۲

redound

کمک کردن، منجر شدن، لبریز شدن

۳

eventuate

منجر شدن، منتج شدن، نتیجه دادن، درآمدن