فرهنگ آریانپور
شدن - منتشر -
#۱۲۶٬۳۳۵
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن
circulate
بخشنامه کردن، به دور محور گشتن، منتشر شدن، گردش کردن، به گردش در آوردن
circumfuse
به اطراف منتشر کردن، منتشر شدن، گسترش یافتن