فرهنگ آریان‌پور

شدن - منتشر -

#۱۲۶٬۳۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن

۲

circulate

بخشنامه کردن، به دور محور گشتن، منتشر شدن، گردش کردن، به گردش در آوردن

۳

circumfuse

به اطراف منتشر کردن، منتشر شدن، گسترش یافتن