واژههای فارسی←شدن - معتاد -فرهنگ آریانپورشدن - معتاد -#۱۲۶٬۳۱۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱accustomعادت دادن، آشنا کردن، آشنا شدن، معتاد ساختن، معتاد شدن، عادت، خو گرفتن، انس گرفتنواژههای نزدیک در الفباشدت نیروی لامپ الکترونی - فاکتور -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت و حدتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت و خشونت - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت وحدتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت وحدت - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت یافتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر