فرهنگ آریان‌پور

شدن - مزاحم -

#۱۲۶٬۲۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

annoy

دلخور کردن، آزردن، رنجاندن، اذیت کردن، بستوه آوردن، خشمگین کردن، تحریک کردن، مزاحم شدن

۲

cumber

خراب شدن، مزاحم شدن، چیز وحشتناک، غیر قابل استفاده

۳

potter

کوزه گر، سفالگر، دیگ ساز، مزاحم شدن، مصدع شدن، پرسه زدن

۴

disturb

مختل کردن، مزاحم شدن، بر هم زدن، به هم زدن، آشفتن، مضطرب ساختن، مشوب کردن

۵

obtrude

بدون تقاضا چیزى را مطرح کردن، مزاحم شدن، متحمل شدن بر، جسارت کردن

۶

perturb

آشفتن، ناراحت کردن، مزاحم شدن

۷

intromit

داخل کردن، درآوردن، جادادن، منصوب کردن، دخالت کردن، مزاحم شدن، مانع شدن

۸

buttonhole

سوراخ دکمه، مادگى، مزاحم شدن