فرهنگ آریان‌پور

شدن - محو -

#۱۲۶٬۲۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

fade

محو کردن، محو شدن، پژمردن، خشک شدن، کم رنگ شدن، بى نور شدن، کم کم ناپدیدى شدن

۲

decay

پوسیدگى، فساد، زوال، خرابى، تنزل، پوسیدن، فاسد شدن، تنزل کردن، منحط شدن، تباهى، محو شدن، تباه شدن