فرهنگ آریان‌پور

شدن - محترق -

#۱۲۶٬۲۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

explode

محترق شدن، منفجر شدن، ترکیدن، منبسط کردن، گسترده کردن

۲

fulminate

(م.ک.) رعد و برق زدن، غریدن، منفجر شدن، محترق شدن، با تهدید سخن گفتن، داد و بیداد راه انداختن، اعتراض کردن