فرهنگ آریان‌پور

شدن - متوقف -

#۱۲۶٬۲۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

halt

ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن

۲

pull in

نقشه یا عملى را متوقف ساختن، متوقف شدن، (زبان عامیانه) توقیف کردن

۳

fetch up

تولید کردن، عمل آوردن، ختم کردن، نائل شدن، به حال ایست درآمدن، متوقف شدن، به نتیجه رسیدن