فرهنگ آریانپور
شدن - متوقف -
#۱۲۶٬۲۷۲
halt
ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن
pull in
نقشه یا عملى را متوقف ساختن، متوقف شدن، (زبان عامیانه) توقیف کردن
fetch up
تولید کردن، عمل آوردن، ختم کردن، نائل شدن، به حال ایست درآمدن، متوقف شدن، به نتیجه رسیدن