فرهنگ آریان‌پور

شدن - متوجه -

#۱۲۶٬۲۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

lend

(past: lent ; past participle: lent) ـ عاریه دادن، قرض دادن، وام دادن، معطوف داشتن، متوجه کردن، متوجه شدن

۲

animadvert

خرده گرفتن، اعتراض کردن، متوجه شدن، تعیین تقصیر و مجازات (به وسیله ى دادگاه) نمودن