فرهنگ آریانپور
شدن - متوجه -
#۱۲۶٬۲۶۷
lend
(past: lent ; past participle: lent) ـ عاریه دادن، قرض دادن، وام دادن، معطوف داشتن، متوجه کردن، متوجه شدن
animadvert
خرده گرفتن، اعتراض کردن، متوجه شدن، تعیین تقصیر و مجازات (به وسیله ى دادگاه) نمودن
#۱۲۶٬۲۶۷
(past: lent ; past participle: lent) ـ عاریه دادن، قرض دادن، وام دادن، معطوف داشتن، متوجه کردن، متوجه شدن
خرده گرفتن، اعتراض کردن، متوجه شدن، تعیین تقصیر و مجازات (به وسیله ى دادگاه) نمودن