فرهنگ آریان‌پور

شدن - متلاطم -

#۱۲۶٬۲۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lop

تلاطم، متلاطم شدن، شاخه هاى خشک را زدن، هرس کردن، چیدن، زدن (موى و غیره)، دست یاپاى کسى را بریدن، با تنبلى حرکت کردن، شلنگ برداشتن

۲

loom

کارگاه با فندگى، دستگاه با فندگى، نساجى، جولایى، متلاطم شدن (در یا)، از خلال ابریا مه پدیدار شدن، از دور نمودار شدن، بزرگ جلوه کردن، رفعت، بلندى، جلوه گرى از دور، پدیدار از خلال ابرها

۳

toss

بالا انداختن، پرت کردن، انداختن، دستخوش اواج شدن، متلاطم شدن، پرتاب، تلاطم