فرهنگ آریان‌پور

شدن - متراکم -

#۱۲۶٬۲۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

agglomerate

گرد کردن، جمع کردن، انباشتن، گرد آمدن، متراکم شدن، جوش آتشفشانى