فرهنگ آریان‌پور

شدن - متحمل -

#۱۲۶٬۲۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

incur

موجب (خرج یا ضرر یا تنبیه و غیره) شدن، متحمل شدن، وارد آمدن، (خسارت) دیدن

۲

defray

پرداختن، متحمل شدن، تسویه کردن

۳

sustain

نگهداشتن، متحمل شدن، تحمل کردن، تقویت کردن، حمایت کردن از

۴

put up

در ظرف گذاردن، بسته بندى کردن، کنسرو کردن، کنار گذاردن، متحمل شدن، برگزیدن، بیگودى به گیسو زدن، علنى ساختن، طرح کردن، منزل دادن، ساختن، بنا کردن

۵

stick out

اصرار کردن، پیش آمدگى داشتن، جلو آمدن، متحمل شدن