فرهنگ آریان‌پور

شدن - مانع -

#۱۲۶٬۲۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ail

آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن

۲

bar

میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب

۳

debar

مانع شدن، بازداشتن، ممنوع کردن

۴

hamper

از کار بازداشتن، مانع شدن، مختل کردن، قید

۵

hinder

پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن

۶

impede

بازداشتن، مانع شدن، ممانعت کردن

۷

exclude

محروم کردن، راه ندادن به، بیرون نگاه داشتن از، مانع شدن، مستثنى کردن

۸

hold up

با اسلحه سرقت کردن، مانع شدن، قفه، توقیف

۹

hold back

مانع، گیر، بند، وقفه، توقف، مانع شدن، اشغال کننده