فرهنگ آریانپور
شدن - مانع -
#۱۲۶٬۲۳۵
ail
آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن
bar
میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب
debar
مانع شدن، بازداشتن، ممنوع کردن
hamper
از کار بازداشتن، مانع شدن، مختل کردن، قید
hinder
پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن
impede
بازداشتن، مانع شدن، ممانعت کردن
exclude
محروم کردن، راه ندادن به، بیرون نگاه داشتن از، مانع شدن، مستثنى کردن
hold up
با اسلحه سرقت کردن، مانع شدن، قفه، توقیف
hold back
مانع، گیر، بند، وقفه، توقف، مانع شدن، اشغال کننده