واژههای فارسی←شدن - فعال -فرهنگ آریانپورشدن - فعال -#۱۲۶٬۲۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱activationفعال سازى، فعال شدن، کنش ورى، کنش ور سازى، ایجاد فعالیت، به کار و ادارى، (معدن) تخلیصواژههای نزدیک در الفباشدت نیروی لامپ الکترونی - فاکتور -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت و حدتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت و خشونت - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت وحدتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت وحدت - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت یافتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر