فرهنگ آریانپور
شدن - فرسوده -
#۱۲۶٬۲۱۵
irk
خسته شدن، فرسوده شدن، بى میل بودن، بیزار بودن، بد دانستن، رنجاندن، آزردن
fray
ترس، وحشت، غوغا، نبرد، نزاع، ترساندن، هراسانیدن، جنگ کردن، سائیدن، فاقد نیرو کردن، ضعیف کردن، فرسوده شدن
outwear
فرسوده شدن، کهنه شدن، گذراندن، بیشتر دوام کردن