فرهنگ آریان‌پور

شدن - غرق -

#۱۲۶٬۲۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sink

(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن

۲

drown

غرق کردن، غرق شدن، خیس کردن

۳

merge

یکى کردن، ممزوج کردن، ترکیب کردن، فرورفتن، مستهلک شدن، غرق شدن، ادغام کردن

۴

go down

غروب کردن، غرق شدن، روى کاغذ آمدن، پایین رفتن