فرهنگ آریانپور
شدن - غرق -
#۱۲۶٬۲۰۰
sink
(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن
drown
غرق کردن، غرق شدن، خیس کردن
merge
یکى کردن، ممزوج کردن، ترکیب کردن، فرورفتن، مستهلک شدن، غرق شدن، ادغام کردن
go down
غروب کردن، غرق شدن، روى کاغذ آمدن، پایین رفتن