فرهنگ آریان‌پور

شدن - شریک -

#۱۲۶٬۱۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

pool

تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن

۲

partake

(past: partook ; past participle: partaken) ـ شرکت کردن، شریک شدن، بهره داشتن، قسمت بردن، خوردن، سهیم بودن در

۳

partook

(past: partook ; past participle: partaken) ـ شرکت کردن، شریک شدن، بهره داشتن، قسمت بردن، خوردن، سهیم بودن در

۴

participate

شریک شدن، شرکت کردن، سهیم شدن، دخالت کردن