فرهنگ آریان‌پور

شدن - سوار -

#۱۲۶٬۱۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

mt

میتنریم - (Mt)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 109 و جرم مولى (اتمى) (268) گرم بر مول

۲

ride

(past: rode ; past participle: ridden) ـ سوارى، گردش سواره، سوار شدن

۳

mount

سوار کردن، سوار شدن، نصب کردن کوه، تپه، صعود، ترفیع، مقواى عکس، پایه، قاب عکس، مرکوب (اسب، دوچرخه و غیره) ـ

۴

straddle

گشاد نشستن، گشاد ایستادن، گشاد گشاد راه رفتن، سوار شدن، میان دو پا قرار دادن، گشاد نشینى، گشاد بازى

۵

get on

سوار شدن (بر)، پیش رفتن، کار کردن، گذران کردن، گذراندن