فرهنگ آریان‌پور

شدن - سست -

#۱۲۶٬۱۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

flag

پرچم، بیرق، علم، دم انبوه و پشمالوى سگ، زنبق، برگ شمشیرى، سنگ فرش، جاده سنگ فرش، پرچم دار کردن، پرچم زدن به، با پرچم علامت دادن، سنگفرش کردن، پایین افتادن، سست شدن، از پا افتادن، پژمرده کردن

۲

swoon

(swound =) ـ غش، ضعف، غش کردن، سست شدن

۳

weaken

سست کردن، ضعیف کردن، سست شدن، ضعیف شدن، کم نیرو شدن، کم کردن، تقلیل دادن

۴

unclench

(unclinch =) ـ شل شدن، سست شدن، شل کردن یا شدن

۵

unclinch

(unclench =) ـ شل شدن، سست شدن، شل کردن یا شدن