فرهنگ آریان‌پور

شدن - سبز -

#۱۲۶٬۱۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

grow

(past: grew ; past participle: grown) ـ رستن، روئیدن، رشد کردن، سبز شدن، بزرگ شدن، زیاد شدن، ترقى کردن، شدن، گشتن، رویانیدن، کاشتن

۲

green

سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل

۳

sprout

جوانه زدن، سبز شدن، جوانه، شاخه

۴

germinate

جوانه زدن، شروع به رشد کردن، سبز شدن

۵

germination

رویش، جوانه زنى، سبز شدن