فرهنگ آریانپور
شدن - سبز -
#۱۲۶٬۱۴۳
grow
(past: grew ; past participle: grown) ـ رستن، روئیدن، رشد کردن، سبز شدن، بزرگ شدن، زیاد شدن، ترقى کردن، شدن، گشتن، رویانیدن، کاشتن
green
سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل
sprout
جوانه زدن، سبز شدن، جوانه، شاخه
germinate
جوانه زدن، شروع به رشد کردن، سبز شدن
germination
رویش، جوانه زنى، سبز شدن