فرهنگ آریان‌پور

شدن - زیاد -

#۱۲۶٬۱۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

mt

میتنریم - (Mt)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 109 و جرم مولى (اتمى) (268) گرم بر مول

۲

wax

موم، مومى شکل، شمع مومى، رشد کردن، زیاد شدن، (در مورد ماه) رو به بدر رفتن، استحاله یافتن

۳

gain

سود، منفعت، نفع، صرفه، استفاده، افزایش، به دست آوردن، سود بردن، فایده بردن، پیدا کردن، کسب کردن، باز یافتن، نائل شدن، پیشرفتن، بهبودى یافتن، رسیدن، زیاد شدن، بهره تقویت، حصول

۴

grow

(past: grew ; past participle: grown) ـ رستن، روئیدن، رشد کردن، سبز شدن، بزرگ شدن، زیاد شدن، ترقى کردن، شدن، گشتن، رویانیدن، کاشتن

۵

augment

تکمیل کردن، افزودن، زیاد کردن، علاوه کردن، زیاد شدن، تقویت کردن

۶

snowball

گلوله برف، گلوله برف بازى، با گلوله برف زدن، بسرعت زیاد شدن

۷

proliferate

پربار شدن، زیاد شدن، کثیر شدن، بسط و توسعه یافتن