فرهنگ آریان‌پور

شدن - زنده -

#۱۲۶٬۱۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

liven

(در گویش، غالباً با up) چالاک شدن، زنده شدن، چابک شدن، با روح شدن

۲

revive

زنده شدن، دوباره دایر شدن، دوباره رواج پیدا کردن، نیروى تازه دادن، احیا کردن، احیا شدن، باز جان بخشیدن، به هوش آمدن

۳

quicken

زنده کردن، جان دادن به، روح بخشیدن، تسریع شدن، تخمیر کردن، زنده شدن