فرهنگ آریانپور
شدن - روشن -
#۱۲۶٬۱۲۵
open
باز، آزاد، آشکار، مفتوح، گشوده، سرگشاده، دایر، روباز، بى آلایش، مهربان، رک گو، صریح، درمعرض، بى پناه، بى ابر، واریز نشده گشودن، گشادن، باز کردن، باز شدن، افتتاح کردن، آشکار کردن بسط دادن، مفتوح شدن، شکفتن، روشن شدن، خوشحال شدن
shine
(past: shone, shined ; past participle: shone, shined) ـ تابیدن، درخشیدن، نور افشاندن، براق کردن، روشن شدن، روشنى، فروغ، تابش، درخشش
kindle
روشن شدن، گرفتن، برافروختن
enkindle
(kindle =) ـ روشن شدن، گرفتن، برافروختن