فرهنگ آریانپور
شدن - روان -
#۱۲۶٬۱۲۰
flow
گردش، روند، جریان، روانى، مد (برابر جزر)، سلاست، جارى بودن، روان شدن، سلیس بودن، بده، شریدن
gush
ریزش، جریان، فوران، جوش، تراوش، روان شدن، جارى شدن، فواره زدن
trill
با تحریر خواندن، چرخیدن، روان شدن، جارى شدن (مثل نهر)، پیچانیدن، لرزیدن، حرف عله، علت، لرزش صدا