فرهنگ آریان‌پور

شدن - خم -

#۱۲۶٬۰۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

bow

خم شدن، تعظیم کردن، تعظیم، کمان، قوس

۲

lob

گوشت یا پوست آویخته، غبغب، چاق و چله، چاق، گوشت آلو، آدم خپله و سنگین، چیزى را سنگین بزمین زدن، با تنبلى و سنگینى حرکت کردن، خم شدن، به آهستگى پرتاب کردن

۳

sag

خم شدن، فرو نشستن، از وسط خم شدن، آویزان شدن، صعیف شدن، شکم دادن

۴

lean

(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل

۵

wilt

پلاسیده و پژمرده شدن، خم شدن

۶

stoop

دولاشدن، خم شدن، سرفرود آوردن، خمیدگى، تمکین، خشوع کردن

۷

buckle

سگک، قلاب، پیچ، با سگک بستن، دست و پنجه نرم کردن، تسمه فلزى، چپراست، خم شدن

۸

decline

کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن

۹

recline

برپشت خم شدن یا خوابیدن، سرازیر کردن، خم شدن، تکیه کردن، لمیدن