فرهنگ آریانپور
شدن - خسته -
#۱۲۶٬۰۵۹
irk
خسته شدن، فرسوده شدن، بى میل بودن، بیزار بودن، بد دانستن، رنجاندن، آزردن
bore
سوراخ، سوراخ کردن، گمانه، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، خسته کردن، موى دماغ کسى شدن، خسته شدن، منفذ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ، (مجازى) خسته کننده
fatigue
خستگى، فرسودگى، فرسودن، کوفتگى، رنج، خسته شدن
overweary
زیاده خسته کردن، خسته شدن، واماندن، بسیار خسته
run out
به آخر رسیدن، خسته شدن، مردود شدن