فرهنگ آریان‌پور

شدن - خراب -

#۱۲۶٬۰۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fail

خراب شدن، تصور کردن، موفق نشدن، شکست خوردن، رد شدن، قصور ورزیدن، عقیم ماندن، ورشکستن، وا ماندن، در ماندن

۲

cumber

خراب شدن، مزاحم شدن، چیز وحشتناک، غیر قابل استفاده