فرهنگ آریان‌پور

شدن - جیم -

#۱۲۶٬۰۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

guy

شخص، مرد، یارو، فرار، گریز، با طناب نگه داشتن، با تمثال نمایش دادن، استهزاء کردن، جیم شدن

۲

nip

نیشگون، گاز گرفتن، کش رفتن، جوانه زدن، شکفتن، مانع رشد و نمو شدن، به باد انتقاد گرفتن، در اثر سرما بى حس شدن، صدمه زدن، دردناک بودن، جفت جفت زدن، پریدن، جیم شدن، چیز، چیزى، جزیى، نیش، زخم زبان، سرمازدگى (گیاه وجوانه ها)، طعم تند و تیز (مثل فلفل)، سوزش، دزدى، منگنه، گیره، ذره، خرده

۳

scram

فوراً برگ، فورى رفتن، بسرعت دور شدن، جیم شدن

۴

pop off

وراج، ناگهان ناپدید شدن، جیم شدن، مردن، ترکیدن

۵

french leave

مرخصى بدون اطلاع قبلى، جیم شدن