واژههای فارسی←شدن - تنبل -فرهنگ آریانپورشدن - تنبل -#۱۲۶٬۰۱۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱idleبیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطلواژههای نزدیک در الفباشدت نیروی لامپ الکترونی - فاکتور -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت و حدتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت و خشونت - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت وحدتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت وحدت - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیشدت یافتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر