فرهنگ آریان‌پور

شدن - تسلیم -

#۱۲۶٬۰۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

obey

اطاعت کردن، فرمانبردارى کردن، حرف شنوى کردن، موافقت کردن، تسلیم شدن

۲

quit

(past: quit, quitted ; past participle: quit, quitted) ـ ول کردن، دست کشیدن از، تسلیم شدن ترک، متارکه، رها سازى، خلاصى

۳

defer

عقب انداختن، بتعویق انداختن، تاخیر کردن، تسلیم شدن، احترام گذاردن

۴

abandon

ترک گفتن، واگذار کردن، تسلیم شدن، رها کردن، تبعید کردن، واگذارى، رها سازى، بى خیالى

۵

knuckle

بند انگشت (مخصوصاً برآمدگى پنج انگشت)، قوزک پا یا پس زانوى چهار پایان، برآمدگى یا گره گیاه، قرحه روده، تن در دادن به، تسلیم شدن، مشت زدن

۶

succumb

از پاى در آمدن، تسلیم شدن، سرفرود آوردن

۷

acquiesce

تسلیم شدن، تن در دادن، راضى شدن، رضایت دادن، موافقت کردن، آرام کردن

۸

capitulate

تسلیم شدن

۹

give in

تسلیم شدن