فرهنگ آریانپور
شدن - تسلیم -
#۱۲۶٬۰۰۵
obey
اطاعت کردن، فرمانبردارى کردن، حرف شنوى کردن، موافقت کردن، تسلیم شدن
quit
(past: quit, quitted ; past participle: quit, quitted) ـ ول کردن، دست کشیدن از، تسلیم شدن ترک، متارکه، رها سازى، خلاصى
defer
عقب انداختن، بتعویق انداختن، تاخیر کردن، تسلیم شدن، احترام گذاردن
abandon
ترک گفتن، واگذار کردن، تسلیم شدن، رها کردن، تبعید کردن، واگذارى، رها سازى، بى خیالى
knuckle
بند انگشت (مخصوصاً برآمدگى پنج انگشت)، قوزک پا یا پس زانوى چهار پایان، برآمدگى یا گره گیاه، قرحه روده، تن در دادن به، تسلیم شدن، مشت زدن
succumb
از پاى در آمدن، تسلیم شدن، سرفرود آوردن
acquiesce
تسلیم شدن، تن در دادن، راضى شدن، رضایت دادن، موافقت کردن، آرام کردن
capitulate
تسلیم شدن
give in
تسلیم شدن